تبلیغات
دنیای اس ام اس و دانلود تازه جدید عاشقانه خفن - جملات كوتاه ویکتور هوگو
View hamid farrokhi's profile on LinkedIn




free counters
نویسنده :حمید ف
تاریخ:پنجشنبه 1389/06/18-11:35 ق.ظ

جملات كوتاه ویکتور هوگو

زندگانی گل است و عشق ، عسل آن.

 

................................................

 

 

ازدواج چیز شگفت آوری است،گاه شیران را روباه و گاه روبهان را شیر میکند.

 

 

................................................

 

 


عشق ، زیبا و زشت نمیشناسد.

 

................................................

 

 

هرچه خدایی نیست ، فرو ریختنی است.

 

................................................

 

 

چقدر باشکوه است که دوستت بدارند و به مراتب باشکوه تر است که دوست بداری!

 

................................................

 

بدون دادگری هیچگونه پیش داوری درست نیست.

 

................................................

 

 

در نوشتن از آنچه دیگران نوشته اند ، نباید یاری خواست ،بلکه از جان و دل خویشتن است که باید یاری جست.

 

................................................

 

 

اگر انسان بتواند رنج را نیز به مانند شهری ترک گوید،می تواند خوشبختی را از سر گیرد.

 

................................................

 

 

مانند پرنده باش که روی شاخه سست و ضعیف لحظه ای می نشینید و آواز میخواند و احساس میکند که شاخه می لرزد ،اما به آواز خواندن خود ادامه می دهد زیرا مطمئن است که بال و پر دارد.

 

................................................

 

 

جان آدمی چه اندوهگین است ،هنگامی که اندوهش از عشق است.

 

................................................

 

 

بیش از آنکه خزان از راه برسد ، از هر بهار بهره مند شو .

 

 

................................................

 

 

هر زن پاکدامنی ،زیبا و دلپسند است.

 

 

................................................

 

 

به کسی عشق بورز که لایق عشق تو باشد نه تشنه عشق ... چون تشنه عشق روزی سیراب می شود.

 

 

................................................

 

 

هر کس ارزش خود را خود تعیین میکند.

 

................................................

 

 

اگر چشم و هم چشمی در زندگی بشر نبود ،نه نوآوری میشد نه کشفی.

 

................................................

 

 

از لابه لای شدیدترین تاریکی ها ، نور راستی برافروخته می شود.

 

................................................

 

 

آنچه میگویی بکن و آنچه میکنی بگو!

 

................................................

 

 

لغزش انسان تدریجی است . بدیها در وجود ما ،پای حاضر و آماده و نامرئی دارند .حتی کسانی که از ما با ظاهر پاک و آراسته ، چنین ویژگیهایی دارند.

 

................................................

 

 

اگر نمیخواهی تو را بیازمایند ، کار خود را درست انجام بده .

 

................................................

 

 

بزرگترین آزمون گیرنده ، خداست و کوچکترین آزمون دهنده ، بنده ی خدا.

 

................................................

 

 

روزی جهانیان ،همه دست برادری به یکدیگر خواهند داد و آن روزی است که بدبختی و تیره روزی در گستره جهان یافت نخواهد شد.

 

................................................

 

 

زندگی شما از زمانی آغاز میشود که افسار سرنوشت خویش را در دست گیرید.

 

................................................

 

 

یک پرنده کوچک که زیر برگها آواز میخواند برای اثبات خدا کافی است.

 

................................................

 

 

عذاب وجدان ، بدتر از مرگ در بیابان سوزان است.

 

................................................

 

 

هر چه از کوه بالاتر می رویم ، چشم انداز گسترده تری می بینیم.

 

................................................

 

 

لطف زن مانند ماسه خطرناک است.

 

................................................

 

 

چقدر عاقلند آنهایی که در عشق احمق اند.

 

................................................

 

 

ویکتور ماری هوگو (۲۶ فوریه ، ۱۸۰۲ - ۲۲ مه، ۱۸۸۵) رمان‌نویس، شاعر، و هنرمند فرانسوی.
ویکتور هوگو مهم‌ترین نویسنده رمانتیک جهان به حساب می‌آید. از مهم‌ترین آثار او می‌توان به بینوایان، گوژپشت نتردام و مقدار زیادی مجموعه شعر اشاره کرد. وی هم‌چنین چندین نمایش‌نامه نوشته‌است.
هرچند که هوگو بیش‌تر به‌عنوان یک رمان‌نویس شناخته می‌شود، خیلی‌ها معتقدند که او به‌عنوان یک شاعر نقش به‌مراتب مهم‌تری را ایفا کرد. ویکتور هوگو عقیده داشت که شاعر دو وظیفه دارد:

1-
بازتاب دادن عواطف و احساسات جهانی به‌وسیلهٔ آشکار ساختن احساسات خودش، و به‌هم پیوستن صدای نسل بشر، طبیعت، و تاریخ.
2-
آموزش دادن و راهنمایی کردن خواننده

هوگو در ۲۲ مه ۱۸۸۵ در پاریس درگذشت. آرامگاه وی در پانتئون نزدیک پارک لوگزامبورگ است.